تبليغاتX
رونوشتْ بدون اصل
 

کارم به کار کسی نیست؛
یک شب ستاره‌ی دنباله‌دار تعقیبم میکند، یک شب سگی گم‌کرده راه!

Archive
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
کاکتوس.بلاگفا.کام



 

کاش کسی بود که محض دلخوشیم میگفت: تو راست میگی!






خیلی دلتنگی به من بدهکاری؛
از بس این روزها دلتنگت میشم!






این مطلب فوق‌العاده جالب رو لابلای فولدرهام پیدا کردم؛ نمیدونم کی نوشته و از کجاست... غرض اینکه کپی‌رایتش محفوظ!
...ادامـه






امروز یک دوست قدیمی برایم نوشت:
چه غریب ماندی ای دوست!






گفتم برم یه دور کوچیک بزنم، گفتی برو؛
حالا این دور کوچیک من تموم شده اما چه خاکی به سرم بریزم که دنیا بین ِ ایستگاه مسافر پیاده نمیکنه!؟






تو خدا رو هم به بازی گرفتی؛
طفلک باورش شده بود!






مراتب پشیمانی من را برای نوشتن پست قبل ِ قبلی بپذیرید؛
مخاطب خاص من هنوز میخواهد خودش را به خواب بزند!






لب ور نچین!






اینو برای یه مخاطب خاص مینوسم، حالا که خودم بهش اعتقاد دارم!
...ادامـه






این عکس‌ها و فیلم‌ها رو که میبینم...

[]

...مادرم میگه این روزها زیاد فحش میدی!






فرقی نمیکنه؛ من، هم اسم اونی که از دیوار خونه‌ی مردم بالا میره میذارم دزد، هم اونی که نوشته‌های دیگران رو به نام خودش کپی/پیست میکنه!






این وسوسه‌ی کچل کردن موهایمان امان نمیدهد!






آدم [اینجا یعنی من مثلا"!] حتی دلش برای رانندگی توی اتوبان تهران-کرج ِ 12شب هم تنگ میشه...
از اون رانندگی‌ها که خودم رو ول میکردم به حال خودش!






هیچوقت هیچ علاقه‌ای به مایکل جکسون نداشتم اما نمیدونم چرا انقدر به مرگش، به الان‌ش فکر [نه قضاوت] میکنم!






62/04/02
همیشه دلم میخواد روز تولدم یه جایی قایم بشم، دیده نشم، نباشم...






معجزه‌ای باید!






تمرین 'دایورت کردن' میکنم!






بعضی کتاب‌ها رو که میخونم خودم رو در سطح نویسندگان بزرگ میدونم!






سیاوش قمیشی، آلبوم رگبار، آهنگ خداجون!!!






من هنوز هم وقتی مچاله میشوم و ساکت و بی‌پناه، یادم میفتد که برادر ندارم؛ که وقتی ببیند غصه دارم ببردَم همین بستنی‌فروشی سر خیابان و 4تا بستنی گردالوی طعم طالبی و شکلات و لیمو و نارگیل برای خودش بگیرد و 4تا بستنی گردالوی طعم طالبی و شکلات و لیمو و نارگیل برای من؛ بعد هی ناخنک بزند به بستنی من و نیشش باز شود و بگوید 'میخوام مال تو زودتر تموم شه!' بعد که ببیند من خنده‌م نمیگیرد و :( نگاهش میکنم منو ببرد ماشین‌سواری و هی تند برود و من هی داد بزنم امیرحســین! [مامانم گفته اگر پسر میداشت امیرحسین میشد] بعد او بگوید 'جـــــون داداش! تندتر رارندگی کنم؟ چـــــــــــشم!' بعد سرش را بچسباند به شیشه‌ی جلو و اراذلی دنده بدهد و نیشش باز شود باز به من؛ من هم خنده‌م بیاید اما نخندم؛ باز از رو نرود و بگوید 'اینو تازه یاد گرفتم نِگا' بعد به چُلمنگ‌ترین شکل ممکن پشت فرمون برقصد؛ بالاخره نیشم باز شود! بگوید فدا بشم دختره‌ی گند دماغ! ایش!






88/03/22
این عدد هم مثل اعداد و ارقام مناظره‌هات بود!






وبلاگمان هم که سبز است!

[]

نتیجه زیاد هم مهم نیست!!
همینکه فرصت داریم به او بگوییم 'دوستت نداریم، نمیخواهیمت، برو' کافی‌ست!






ما همینیم، بودیم و خواهیم بود؛
چون ما اینیم!






خردادِ شمال رو انقدر خنک ندیده بودیم!






StilL WatCHing L0ST-2
"داشتن قانون هیچ مزیتی نداره اگه تنبیهی برای سرپیچی از اون نباشه!"






StilL WatCHing L0ST
"اگر با هم زندگی نکنیم تنها میمیریم!"






بدبختی دیر به دیر آن شدن اینه که باید همه‌جا دوباره لاگین کنی!






نمیدونم این ام‌پی3های جدید رو گوش کنم یا لاست ببینم یا کارتون‌های مورد علاقه‌م رو تماشا کنم یا این بازی سایبریا رو به سرانجام برسونم یا با کتاب‌های جدیدم حال کنم یا این 'صدسال تنهایی' را بعد Nبار شروع کردن تموم کنم یا اون 4-5تا فیلمی که از قبلن قبلنا مونده ببینم یا چی؟!
گیجی لذت‌بخشیه!

[]

مرسی!






هرکس رو میخوای نفرین کنی بگو ایشالا اختیارت بیفته دست غیر ِ خودت!






یک سیاست جدید و البته موثر توی دعواها اینه که کم‌کم، همچین که روح طرف هم خبردار نشه تقصیر رو بندازی گردن اون؛ بعد که خوب واسش جا افتاد، برای محکم‌کاری طلبکار هم بشی!