کشونکشون میبَریام زیر علامت سوال که به چه جوابی برسی؟!
حاشیه:
خزعبل نوشتم تو جواب خزعبلت!
کشونکشون میبَریام زیر علامت سوال که به چه جوابی برسی؟!
حاشیه:
خزعبل نوشتم تو جواب خزعبلت!
یه اتاق دور و نیمه روشن،
با پنجرههای چوبی که پشتشون برف بباره،
با یه کرسی گرم،
با دو تا لیوان بزرگ چایی،
با یه نخ سیگار!
اینکه این روزها پسرها رو هم به اسم ِ مسافر سوار میکنن و دیگه پیاده نمیکنن یعنی اینکه خانوما باید پالتو/مانتوهاشون زیر زانو باشه و چکمههاشون هم زیر ِ شلوار...!
و اینگونه است که ما در امنیتِ کامل ِ اجتماعی بسر میبریم!!!
دقیقن و عمیقن احساس یه دلقک رو دارم که همهی زورش رو میزنه تا تماشاگرش رو بخندونه؛
اما اون بهجای خنده، یه نیشخند و یه نگاه پراتهام تحویلش میده و سالن رو ترک میکنه!
آدمایی که اسمِ "محبت به اطرافیانشون" رو میذارن "سواری دادن"،