کاش آدم حافظهی خاطرههای موسیقیاییش از کار میفتاد؛
از بس موقع گوش دادن آهنگها یهو خاطرات شره میکنن روی سر و هیکل آدم و گـ*ـه میزنن به اعصاب و روان؛ بعد یک چیزی پس ذهن آدم شروع میکنه به خاریدن؛ دلت میخواد انقدر بخارونیش تا زخم و خونی بشه...
چقدر توصیف این حالت سخته [کاکتوس مایوس از توصیف]
از بس موقع گوش دادن آهنگها یهو خاطرات شره میکنن روی سر و هیکل آدم و گـ*ـه میزنن به اعصاب و روان؛ بعد یک چیزی پس ذهن آدم شروع میکنه به خاریدن؛ دلت میخواد انقدر بخارونیش تا زخم و خونی بشه...
چقدر توصیف این حالت سخته [کاکتوس مایوس از توصیف]
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۲۹ ساعت 22:46 توسط