این روزها خدا رفاقت را پا میدهد،

میبینمش گه‌گاه برایم دست تکان میدهد!

به سرخی گونه‌هام اعتماد نکن!

من یک عمره که صورتم با سیلی سرخه!

فهمیدن چیز خوبیه،

و من گاهی وقت‌ها میفهمم!

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من، ماجرایی که باید بسازیش.

شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد.

آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند و لیلی هیچ‌گاه اتفاق نیفتاد. مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی را بسازد.

خدا گفت: لیلی درد است. دردِ زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.

شیطان گفت: آسودگی‌ست. خیالی‌ست خوش.

خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.

شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.

خدا گفت: لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.

خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.

شیطان گفت: ساده است. همین‌جایی و دم ِ دست.

و دنیا پر شد از لیلی‌های زود. لیلی‌های ساده‌ی اینجایی. لیلی‌های نزدیک لحظه‌ای.

خدا گفت: لیلی زندگی‌ست. زیستنی از نوعی دیگر.

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود. مجنون، زیستنی دیگر را برگزید و می‌دانست که لیلی تا ابد طول می‌کشد.

حاشیه: فوق‌العاده‌ست! به شدت مرسی از اونی که برام اینو فرستاد!

فکر کردی ندیدم وقتِ رفتن همه‌ی واژه‌هام رو هم بردی؟!

گودی فراجناقی و بیمار انگلیسی لعنتی!!!

دلم میخواد یه بار دیگه این جمله رو تکرار کنم، وحشتناک ازش لذت میبرم!

 

~همه‌ی ما درون لاک‌هایی زندگی میکنیم متشکل از رنجش‌ها و نازک‌طبعی‌هایی که زخمی شده و به کَرات رویه بسته و سخت شده‌اند.}

فکر کنم فهمیدی وقتی اخم میکنی خوشمزه‌تر میشی!!!

زورم به هیچی نرسه به ولوم صدای تو گوشم که میرسه!

تا آخر میپیچونمش و به پرده‌ی گوشم فکر میکنم!

گاهی وقت‌ها کارهای بامزه‌ای میکنیم!

با اعمال و رفتارمون،

با اعتراض‌ها و گله‌هامون،

با خواسته‌ها و انتظارات‌مون،

ناخواسته طرف مقابلمون رو طوری بار میاریم که دلخواه ماست؛

بعد هم شاکی میشیم،

که چرا اون آدم سابق نیستی؟ چرا عوض شدی؟!

نمیدونم چرا وقتی عصبانی‌ام شامپو زیاد میریزم!؟

پدر تجربه اِی دل تویی آخر ز چه روی

طمع مهر و وفا زین پسران میداری

!

[حافظ]

عمر ابرها خیلی کوتاهه!!!

دقت کرده بودی؟

میخوای کسی رو بشناسی؟

عصبانیش کن!

به دلم افتخار میکنم!

از دل خیلی‌ها دل‌تره!!!

آدمی که داره سقوط میکنه به همه‌چی چنگ میندازه...

سعی میکنم من این کار رو نکنم،

سقوط آزاد و بعدش هم فروپاشی!

دوم شخصی مفرد، سوم شخص مفردِ غایب میشه گاهی!

بدبخت نمیتونه خوشبخت کنه!

موهام رو بافتم، ببین چه خوشگل شدم!

 ~عمر جمعه به هزار سال می‌رسه
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه
آدم از دست خودش خسته می‌شه
با لب‌های بسته فرياد می‌كنه
}