وقتی دعوا میکنیم و چشم‌های من میشه کاسه‌ی خون، به خودت نگیر؛ درد تو نیستی؛
تو تنهایی منو یادم میاری که اینجوری میبارم، که نگاه نگران و پر از غصه‌ی مادرم رو تحمل میکنم، که روزها و روزها حُناق میگیرم و میرم تو خودم، که خودِ سکوت میشم.

روزمرگی‌ها هم منو فراموشکار نمیکنه!

جناب خدای عزیز؛
غرض از مزاحمت اینکه، احتراما" و ارادتا" ازتان ناامیدم؛ از خودتان نه، از سرنوشتی که برایم نوشتید.
دیگر خیالتان راحت، این بنده‌ی حقیر شما هیچ آغازی را متصور و منتظر نیست؛ هرچه هست امید و انتظار پایان است، پایان همه‌ی بودنش.

ای همه‌ی اونایی که کسی رو دارین تا باهاتون "مهربونی" کنه؛ بدونید اینجا یکی هست که با تمام وجودش به شما غبطه میخوره.

کاش هفته‌ها به جای هفته، پنجه بودن؛ بعدِ سه‌شنبه جمعه میشد.
خسته میشم خب!

میشه کمی هیجان‌انگیزتر باشی آیا لطفا"؟

گاهی اوقات خیلی طفلکی میشم؛
انقدر طفلک که باید بغلم کنی فشارم بدی بگی دختره‌‌ی دیوونه...

یه جوری ازم پرسید 'دوست‌پسر داری؟' که انگار دوست‌پسر/دوست‌دختر داشتن یکی از علائم حیات و سلامتیه!

من این روزها رو با همّه‌ی مخلفاتش دوست دارم.

عاشقی رو با مزاحمت اشتباه گرفته!

فقط یه زن میتونه به یک مرد احساس مرد بودن بــِده؛
و برعکس.

آدم وقتی کار میکند حتی روزهای وفات و شهادت را هم دوست دارد، از بس تعطیلی‌اش میچسبد.

چقدر مردونه...

هنوز هستن آدمایی که وقتی قهر میکنن فورا" لینک طرف رو برمیدارن [اسمایلی ِ همون که خنده‌ش میگیره]

اغلب از اولش معلومه آخرش چی میشه، اما یه چیز باعث میشه ما باز هم اشتباهمون رو تکرار کنیم، و اون امیده؛
امیدواریم این بار فرق کنه؛
که متاسفانه هیچ بار فرق نمیکنه.

بین خستگی‌م و دلتنگی‌م، رابطه کاملا" مستقیمه این روزها.

فقط ارائه‌ی بلیط نیست که، زنگ موبایل آدم‌ها هم نشونه‌ی شخصیتشونه.

اینهمه خستگی هم آدم را خواب نمیکند وقتی آدم دلَش میخواهد بغل شود خوابیده شود.

نمیدونم درک این موضوع انقدر سخته یا تو خودت رو زدی به درک نکردن تا بتونی طلبکار و زبون‌دراز بمونی.
سخت نیست؛ بفهم که آدم‌ها در شرایط مختلف نمیتونن یکسان باشن. نباید توقع داشته باشی وقتی دستت رو گذاشتی روی حلق طرف، مثل روزهای خوب و خوش باهات رفتار کنه.

این روزها نمیدونم چرا ارتباطاتم با اطرافیان هی وارد منوی Setting میشه؛ هی باید با تنظیمات رابطه، با تنظیمات Playerها ور رفت، هی صداها رو کم و زیاد کرد، هی صحنه‌ی بازی رو عوض کرد، هی تغییرات داد؛ بلکه بشه بهتر بازی کرد.