دلم میخواد ساعت‌ها پرسه بزنم و بلند‌بلند فکر کنم؛

اگر یه وقت تو خیابون آدمی با این مشخصات دیدی لطفا" از کنارش رد شو!

خیلی تلاش کردم تصویری که از شام غریبان تو ذهنم داشتم، بنویسم، اما نمیشه؛ یعنی من نمیتونم!

خدایا یادته چقدر التماست کردم منو محتاج ِ فهم ِ دیگران نکنی!؟

کاش آدم‌ها [بخصوص خانواده‌ها] بفهمن که همه‌چی زیادیش حال‌بهم‌زنه، حتی محبت!!! یعنی دقیقا" حال رو بهم میزنه!

میدونی به کی میگن رفیق نیمه‌راه؟

به اونی که ادعا میکنه اما اثبات نمیکنه!

مثلا" تو!

یه ذره گذشت که نداریم،

بعد اونوقت تا دلت بخواد خودخواهی داریم؛

هممون هم همزمان میخوایم خودخواهی کنیم؛

توقع هم داریم که کلاه‌هامون تو هم نره!

عقلمون هم نمیرسه که باباجان اقلا" آسیاب به نوبت!!!

دکتره با پیشنهادِ درمانِ دارویی دیوونگی‌م رو رسمیت بخشید!

 

اما آهای آقای دکتر که اینجا رو نمیخونی!

از چی میترسیدی که انقدر با احتیاط و لبخند پیشنهاد دادی؟ مگه نمیدونی آب که از سر بگذره، چه یه وجب باشه چه صد وجب، آدم خفه میشه و میمیره؟ مگه نمیدونی یه بازنده هیچی نداره واسه باختن؟!

راحت باش و نسخه‌ت رو بنویس!

نویسنده‌ی این وبلاگ رسما" به گ‍*‍ـا رفته است، توسط زندگی!

از قوم بنی‌اسرائیلی؟!!!

یه روز بالاخره میفهمی حقیقت با واقعیت فرق داره!

دلم خواسته این مطلب در وبلاگم باشد؛

مخاطب خاص و عام هم ندارد واقعا".

ادامه نوشته

یادم باشه با تو فقط روزهای خوب رو میشه شریک شد!

روزهای بدم مال خودم!

برای اینکه تو راضی بشی و بخندی باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک و من فقط بگیم چشم عزیزم! هرچی تو بگی، هرچی تو بخوای!

کوچکترین مخالفتی اخم‌هات رو درهم میکنه و من باید به جای ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم نازت رو بکشم!

من و تو یه فرق اساسی داریم؛

تو به خاطر دلِ خودت رو دلِ من پا میذاری،

من به خاطر دل تو رو دل خودم؛

 

خوش به حالت!

خوب‌ها هم بدی دارن!

دیشب خواب دیدم دارم از یه صخره‌ی بلند بالا میرم، نمیتونم، کمک میخوام، اونایی که جلو هستن واسه کمک برنمیگردن، یکی از پشت سر کمکم میکنه، میرم بالا و برمیگردم نگاه میکنم و میبینم تویی!!!

 

 

هنوزم میگی خواب زن چَپــِه؟!

خستگی بُردم پیش کسانی که خود خستگی می‌افزایند!

تفاوت من و سهراب در اینه که من اصلن نگران نیستم تَرک بردارد چینی نازک تنهایی من؛ من نگرانم که فرو بریزد چینی تَرک برداشته‌ی روح و روان و اعصاب من!

 

واسه همینه خواهش میکنم نرم و آهسته از کنارم رد شین!!!

چقدر آدم‌برفی متولد شد امروز!

از من [که بدترین روزای یه شکست رو دارم میگذرونم] به همه وصیت:

 

دردتون رو فریاد بزنین،

جار بزنین،

بذارین همه‌ی دنیا بفهمن که دارین درد میکشین؛

تا بعدِ مردن‌تون کسی ازتون طلبکار نشه که چرا مُردی!؟