غروب امروز، 27 مهر 87...
آخریش...
بعدش Game over!

- هرچی تنهاتر بشی دنیا تورو کمتر میخواد!
- حسرت طعم زندگی، مونده به روی باورم!

بد روی اعصابَن!
آشنا نیستن؟!

موهام یه جور عجیب و غریبی خشک شده که دلم تورو میخواد!!!

یه درختی بود.
توفان اومد؛
همه‌ی برگاش رو، میوه‌هاش رو، حتی شاخه‌هاش رو بُرد.

همون درخته!

با تو یه جور...
بی تو هزار جور...

آدما تازه وقتی از دست میدن یادشون میفته داشتن!

فیوز پروندم؛
در خاموشی کامل به سر میبرم!

انقدر محکم خط‌خطی‌م کردی که تن صفحه‌ی کاغذ، همه زخمی و پاره‌پاره شد!

جاده، ذوق و شوق، طبیعت پاییزی، سبز و زرد و قرمز، بلوار ساحلی، من، تو، پاستیل، سیگار، چایی، دریا، بوف، جورابان، انتقام[!]، فلکه کشوری، من، تو، پالم، آیس‌پک، دریا، کفش‌های پر ِ ماسه، پادگان، دستگیره‌ی در ماشین[!]، سید، شیرین، ظهرها ساعت سه[!]، خاطره، دلتنگی، میدون طالقانی، آب‌هلو، تاب‌بازی، دلتنگی، گریه، بارون، بارون، بارون، ابرهای خامه‌ای، خورشید، آسمون، جاده، مه، خونه... بازم خونه! اصلن ِ اصلن حوصله‌ی خونه رو ندارم!

اَه دیدنم؛
عید شد!!!

سوال درست را در زمان درست بپرسید تا جواب درست بگیرید.

یقه‌ی بلوزی که از سرشونه هی سُر میخوره پایین...

امشب برام شب قدر بود!
خدایا عاشقم بمون!!!

بی‌دنباله‌تر از ستاره‌ی دنباله‌دار، دیده‌ای؟
به طرفة العینی
می‌درخشد،
می‌رقصد،
می‌سوزد،
می‌میرد!
[+]