نگاهِ تو، از ما
به دوردستِ خوشایند،
عجب پلی زده بود؛
یک پل بزرگ
از آسمان به فردا،
از تاریکی به رویا،
تو رفتی و ما از سر
پوچ شدیم سراسر، تکهتکه، برابر.
[همشهری جوان. شمارهی 162. صفحهی 9]
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۲/۲۳ ساعت 11:53 توسط
نگاهِ تو، از ما
به دوردستِ خوشایند،
عجب پلی زده بود؛
یک پل بزرگ
از آسمان به فردا،
از تاریکی به رویا،
تو رفتی و ما از سر
پوچ شدیم سراسر، تکهتکه، برابر.
[همشهری جوان. شمارهی 162. صفحهی 9]