امروز سوار تاکسی، یکی از بهترین دوست‌های دوره‌ی دبیرستان رو کنار خیابون دیدم؛ اون لحظه فقط نگاه کردم و با خودم گفتم اِ آذر! چقدر لاغر شده؛ هنوز هم سفیده، انگار تمام این سال‌ها آفتاب بهش نیفتاده...
اما وقتی رسیدم خونه تازه فهمیدم که امروز یه فرصت رو از دست دادم!