گاهیوقتها میدونی یه اتفاقی داره میفته، علائمش رو هم میبینی؛ میتونی کاری کنی که شاید اون اتفاق نیفته، یا کاری کنی که شاید به تو آسیب کمتری برسه؛ اما چون مرض داری اینکار رو نمیکنی و منتظر میشینی تا بیفته، تا بعدش دو دستی بکوبی تو سرت و بگی: دیدی گفتم؟!
اصلا" بعضی اتفاقها باید بیفتن! نباید جلوشون رو گرفت! چون با افتادنشون چیزهایی ثابت میشه که انقدر ارزش دارن که بخاطرشون پیه اون اتفاق رو به تنت بمالی!
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۳/۰۶ ساعت 0:20 توسط