دلم میخواد عقربه‌های ساعت رو بکَنم، همینجوری واسه خودش تیک‌تاک کنه... یه قاب خالی بزنم به دیوار، خاطره‌هام رو با سنجاق‌قفلی بچسبونم بهش... برم تو آینه موهای اون دختره رو شونه کنم... نگاهم رو قایم کنم تو نگاه کسی... با نخ و سوزن دست‌ها رو بدوزم به هم... احمق باشم، تا از هرچی پیش میاد خوشم بیاد...

اَصَن میخوام یه مرغ مینای لال باشم!!!