لطفا" یه نفر داداش من بشود،
حداقل یک امشب را!
منو بــِبَرد بیرون!
ساسی مانکن paly کند!
از روی سرعتگیرها با سرعت رد شود،
طوری که تِلِنگِ ماشین در برود!
با من کلکل کند،
حتی به من بگوید زشت!
هوس آیسپک خوردن با خواهرش را بکند،
عکس جکوجانورهای روی در و دیوار آیسپکی را نشان بدهد بگوید تو اونی!
تهش را هم هورت بکشد؛
بعد یهویی دلَش بگیرد،
بُغ کند،
یک سیگار آتیش کند،
قول بگیرد به بابا نگویم،
وقتی یک پکش را میخواهم، اخم کند،
بعد به جای حقالسکوت، یک پک بدهد!
...
خلاصه یک داداشی میخواهم که یه امشب، خواهر-برادری رو پا بدهد!
حداقل یک امشب را!
منو بــِبَرد بیرون!
ساسی مانکن paly کند!
از روی سرعتگیرها با سرعت رد شود،
طوری که تِلِنگِ ماشین در برود!
با من کلکل کند،
حتی به من بگوید زشت!
هوس آیسپک خوردن با خواهرش را بکند،
عکس جکوجانورهای روی در و دیوار آیسپکی را نشان بدهد بگوید تو اونی!
تهش را هم هورت بکشد؛
بعد یهویی دلَش بگیرد،
بُغ کند،
یک سیگار آتیش کند،
قول بگیرد به بابا نگویم،
وقتی یک پکش را میخواهم، اخم کند،
بعد به جای حقالسکوت، یک پک بدهد!
...
خلاصه یک داداشی میخواهم که یه امشب، خواهر-برادری رو پا بدهد!
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۰/۲۱ ساعت 0:35 توسط