شاید تنها چیزی که الان آرومم میکنه این باشه که یه بچه‌ی کُپل ِ سازگار رو که از این لباس خونگی‌های نرم پوشیده و زیر گردنش هم بوی شیر میده و موهاش خیلی نرمه و خیلی خصوصیاتِ شیرین ِ دیگه داره بچسبونم به سینه‌م...
هنوز بوی خدا میده!