آدم وقتی از خوابِ بَدَش میپرد و یادش می‌افتد که چه خواب مزخرفی میدیده، باید بتواند به پهلو شود و دستش را دور کمر تو بیندازد تا دوباره بتواند بخوابد؛ اما نیستی و من دستم رو روی قرآن کوچک کنار بالشتم میگذارم تا خوابم ببرد.