دیگه اعصاب هیچ علامت تعجب و علامت سوالی رو ندارم. واقعا" ندارم. نمیدونم چرا.
الان که یه لحظه خودم رو اسکن کردم دیدم حالم از توضیح و اینا بده. ازم سوال
نپرسین. چه سوالهایی که جوابشون رو میدونین و چه سوالهایی که جوابشون رو
نمیدونین. من کلا" حوصلهی توضیح ندارم. هیچ حرفی رو با تعجب و امر و کنایه و دو
پهلو و مبهم نگین تا به علامت تعجب نیاز پیدا نکنین. من در هر صورت قصد ندارم متوجه
منظورتون بشم. فقط دوست دارم جملات خبری بشنوم. واسه همون جملات خبری هم انتظار
جواب نداشته باشین. در مقابل خیلی از جملات خبری هم خیلی هنر کنم یه لبخند ازم بر
میاد. خودم هم میخوام ته همهی جملهها نقطه بذارم. مهم نیست کجا چه منطوری دارم و
کجا تاکید میکنم و کجا تاکید بیشتری میکنم و کجا متعجبم و کجا دوپهلو حرف میزنم و
کجا چهجوریم. اصلا" هم نمیدونم چرا انقدر حوصلهم سر رفته. پس نپرسین چرا انقدر
کلافه و بیحوصلهای.
حاشیه: خانواده جان با شما هم هستم.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۳۰ ساعت 18:18 توسط